Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for 14 اوت 2008

تکرار

..
زندگی تکرار تکرار است دانی ای رفیق
کوششت باشد که روی آری به یاران شفیق
‫گر ترا همراهی آنان نباشد در توان
پس کتاب را یار شو ، در یائی است عمیق
..

سوز

7.05.2008

Advertisements

Read Full Post »

امید
..
کمان ، ابروی شوخ چشمش ، امیدم بکشت
بتیر نگاهش زپهلوی دیده ، بخشم درشت
ز درد جگر سوز آن پر عتا بش ، نگاه
بلرزید قلبم ، همی دست و زانو و پشت
.
مرا پرتو مهر و رویت ز صحرا بداشت
زکار و زکشت و تلاشم همی دور داشت
بسان غلامان بی مزد ، بدون مواجب کنیز
بدربانی خاک کوویت ، مرا پیشه داشت
.
مرا جام چشمت بدادم شراب ووجودم سرور
به پیش رقیبان ، برفتم به باد و تمامی غرور
کنون بی توان بی امید ، خسته از دیدن بامداد
نخواهم که امید وصل و کنارت سپارم به دور
.
بسعی وتلاش تمام چاره جو میروم روز وشب
باندرز خواهم چه سان پای دارم این سوز و تب
چو پندار وگفتار کردار من ، با همه نیک بود
نشاید سزا از جهان جز سرور و نشاط و طرب
..

امید ‎

سوز
06.05.2008

Read Full Post »

« Newer Posts